نام باصَـه (هم‌چنين مي‌شود خواند ماص‌؟) حاكي از منشأ يهودي است‌. او اهل شرق‌ اندلس‌، رياضي‌دان‌، منجم‌، متكلم و بيشتر سازنده‌ٴ ابزارهاي نجومي از قبيل ساعت‌هاي‌ خورشيدي و اسطرلاب بود. بيشتر اوقات در مسجد جامع غرناطه مُعَدّل بود، يعني اوقات‌ شرعي را محاسبه مي‌كرد و مقام ديني مهمي داشت‌. در سال 1316 ـ 1317 در آن شهر وفات‌ يافت‌.
پسرش ابوجعفر احمد بن حسن هم شغل او را پيش گرفت و معدل و سازنده‌ٴ ابزارهاي‌ نجومي شد. ساخته‌هاي او سخت مورد تحسين بود و از استادان معروف آن فن به شمار مي‌رفت‌.
رنو خاطرنشان مي‌كند كه حسن بن محمد ممكن است همان حسين بن احمد باصه‌ٴ اسلَـمي‌ باشد، كه در سال 1274 رساله‌اي درباب اسطرلاب نوشته به نام الصحيفة الجامع لِجميع العُروض‌ در 160 يا 161 فصل‌. اين از لحاظ من پذيرفتني نيست‌، ولي همه‌ٴ اينان به يك خانواده‌ٴ اندلسي‌ به نام ابن باصه تعلق داشته‌اند، نام ابن باصه در نيمه‌ٴ دوم سده‌ٴ دوازدهم با احمد بن باصه‌ٴ معمار شهرت يافت‌، كه در سال 1160 در جبل طارق و سپس در قرطبه كارهاي ساختماني را اداره‌ مي‌كرد و در سال 1172 سرمعمار مسجد جامع اشبيليه شد.

3. ممـاليـك‌

مـحـمـد بـن سـمـعـون‌

نورالدين محمد بن سمعون‌،1 معروف به مُـوَقِّـت (متوفا 1337 ـ 1336م / 738 ه ق‌).
منجم مصري يا شامي يا بيشتر مَـوقِّـت (وقت‌نگه‌دار) مسجد. او رساله‌اي درباب مسايل‌ مختلف نجومي نوشت‌، به‌نام التحفة الملكيه في الاٴسئله و الاٴجوبة الفلكيه و رساله‌ٴ ديگري در كاربرد اسطرلاب به نام كنزالطلاّب كه اقتباسي است از ابوالصلت اميه (دوازدهم ـ 1).

مِـزّي‌

ابوعبدالله محمد بن احمد مِـزّي حنفي‌. منجم مسلمان مصري (برآمدنش 1349م / 750 ه ق‌). او در سال 1291 زاده شد، در قاهره درس خواند، در دمشق برآمد و موٴذن جامع آن شهر بود. او اسطرلاب‌ها و زيج‌هايي ساخت‌. مثلاً در كتاب‌خانه‌ٴ ملي لنينگراد ربعي است كه بنا بر نوشته‌ٴ روي دستگاه آن را در سال 1333/1334 در دمشق براي ناصرالدين محمد بن عبدالله بن‌ عبدالرحيم‌2 ساخته است‌. رساله‌هاي چندي در ساخت و كاربرد اين‌گونه ابزارها نوشت كه از


1 .همان نام شمعون مذكور در تورات است‌.
2 .فكر مي‌كنم او همان ناصر الدين محمد سلطان مملوك بحري نيست (كه از لحاظ زماني امكان‌پذير است‌، زيرا سومين دوران پادشاهي‌اش از 1309 تا 1340 بود)؛ نام پدر او قلاون بود، نه عبدالله‌[ .البته آن سلطان مي‌توانسته براي خوشايند اعراب مسلمان نام پدرش را عوض كند، خاصه آن‌كه همه عبدالله بودند (بنده‌ٴ خدا). در قرون گذشته اين در ميان تركان و يهوديان سابقه داشته است‌، امروز هم به موارد زيادي از اين تغيير نام‌ها برمي‌خوريم‌. ــ م‌].